
در دو چشمش گناه می خندید
بر رخش نور ماه می خندید
در گذر گاه آن لبان خموش
شعله ای بی پناه می خندید
شرمناک و پراز نیازی گنگ
با نگاهی که رنگ هستی داشت
در دو چشمش نگاهی کردم و گفت:
باید ازعشق حاصلی برداشت
سایه ای روی سایه ای خم شد
در نهانگاه رازپرور شب
نفسی روی گو نه ای لغزید
بوسه ای شعله زد میان دو لب

بي تو يك روز در اين فاصله ها خواهم مرد
مثل يك بيت ته قافيـــــه ها خواهم مــــــــرد
تـــــو كه رفتي همه ثانيه هـــا سايه شدنـــد
سايه در سايه آن ثانيه ها خـــواهم مــــــرد
شعله هــا بي تو زبـــي رنگي دريــــا گفـتند
موج در موج در اين خاطره ها خواهم مرد
گـــــم شدم در قـــدم دوري چشمان بهــــــار
بي تو يك روز در اين فاصله ها خواهم مرد
به نگاه مشک بارت
به دو چشم فتنه زارت
ز لبان دل شکارت
دیگه باوری ندارم
به نگاه رازهایت
به نگاه خنده هایت
به نگاه مهربانت
دیگه باوری ندارم
زلبان غنچه زارت
ز لبان عشق دارت
ز لبان بوسه دارت
دیگه باوری ندارم
ز دو چشم خون فشانت
ز دو چشم مهربانت
ز ستاره ی شبانت
دیگه باوری ندارم
.....

داره دلم فنا میشه ازهمه کس جدا میشه
ازهمه جا میخواد بره میخواد که بیصدا بشه
گوشه به گوشه خط به خط.دنبال یه همسفره
گرچه میدونه نمییای خودم میرم از کنارت
هرجای دنیا که باشی میترسیدم ازرفتنت
اومد دوباره تنهایی سخته دیگه برگشتنت
دوست داشتنهای لحظه ای برای قلبه من کمه
ببخش عزیزم تو منو که رفتم از پیش همه
رفتمو تنهات گذاشتم سپردمت به تقدیرم
اما بدون که تا ابد برای تو من می میرم

نگاه من از صبح تا شب به کوچه هاست
دلم می پرسه از کوچه که رد پای عشق کجاست ؟
چشمام دیگه خسته شدن از لحظه های انتظار
تو کوچه فریاد میزنن میگن خدا عشقو بیار
شبا می شینیم من و دل کنار در منتظرت
کی میشه از راه برسی تا که بیام ببینمت؟
روزا من و کبوترا رو پشت بوم منتظریم
برای برگشتن تو ثانیه هارو می شماریم
غروب من و اشک چشام به یاد تو دریا میشیم
تا موقعه ای که تو بیای تو رویامون تنها میشیم
برگ درخت عشقمون زیر پاهام اشک می ریزه
تو گوشم فریاد می زنه بهار اومد عشق اومده؟
کاشکی می شد بگم بهش عشقی که رفته از پیشم
می بینمش یه بار دیگه حتی اگه مرده باشم
.......

برو برو برو از یاد من برو
برو برو برو از پیش من برو
برو برو برو من نمی خوام دیگه تورو
برو برو برو دوست ندارم دیگه تورو
برو برو برو قسم نمی خورم تورو
برو برو برو نفرین نمی کنم تورو
برو برو برو گریه نکن واسم برو
برو برو برو دلمو شکستی برو
دلت نسوزه برو برو تنهام بذار برو
گفتی که سیر شدی از من
همون بهتر بذار برو
گفتی که عاشق نبودی همون بهتر عاشق نشدی
کاری کردی که دلم نمی خواد ببره اسم تورو
اگه منو دوست نداری چرا سر به سرم میذاری
اگه عاشقم نبودی چرا پا روی قلبم میذاری
دلت نسوزه برو
برو تنهام بذار برو
کاری کردی که دلم نمی خواد ببره اسم تورو
نمی خواد ببره اسم تورو
برو برو برو از تو بریدم برو
برو برو برو دیوونم کردی برو
سوختم و ساختم به پات
همه هستیمو دادم برات
حتی نمردی برام تا که منم بمیرم برات
خسته ام خسته ام از تو
من که دلمو نبستم به تو
خودت می خواستی بری
همون بهتر بذار برو
حمیدرضا،نیکتا

از فردا می خواهم نمازم را در کلیسای چشمانت بخوانم
با اشکهایت وضو بگیرم
روی محراب ابروانت بایستم
سجاده ی من لب های
سرخ توستقبله ی من قامت زیبای توست
هنگام قنوت دستهایت را می گیرم
و
التماست می کنم
دوستم داشته باش
در آخر سلام می دهم بر عشقم
پس ای خدای بزرگ من
دعاها و التماسها یم را بشنو
صدایم را بشنو:
دوستت دارم
....

می خوام برای عشق تو جونمو قربونی کنم
داد بزنم عاشقتم خودت بگو چی کار کنم؟
می خوام برای چشم تو ستاره هارو ماه کنم
تو آسمون اون نگات شبارو بی تاب بکنم
می خوام واسه دستای تو گل هارو بیدار بکنم
برای هر کلام تو دریا رو طوفانی کنم
می خوام واسه راه رفتنت دل زیر پات خاک بکنم
واسه یه لحظه خندیدن دنیا رو ساکت بکنم
می خوام برای نفسات آسمونو هدیه کنم
برای قلب عاشقت از صبح تا شب گریه کنم
........

چه رفته است بر تو بر ما؟
چرا چنین شده ای؟
آه که عشق ما طنابی است خشن
که ما را به هم گره می زند
با نشانه ی زخمی بر تنمان
هر گاه که سر رها شدن داشته باشیم
از این زخم
سر جدا شدن از هم
گرهی دیگر بر ما می زنند
با زخمی دیگر و آتشی دیگر
چرا چنین شده ای؟
تو را که می نگرم جز دو چشم
چون چشم همگان چیزی نمی بینم
دهانی را که زیبا تر از هر دهانی بوسیده ام
در میان هزاران دهان دیگر گم می بینم
و تنت را می بینم چون تمامی تن ها
که بی هیچ خاطره ای از من جدا شدند
بیهوده در تو می جویم
پناهی برای بازوانم
که چنین بی درنگ زمین را می کاوند
و در زیر پوست تو
زیر چشمان تو
چیزی نیست
در زیر اشکهایت جریانی بلورین
بی اینکه بداند چرا می لغزد و روی زمین جاری می شود
چرا
چرا
چرا
عشق من چرا؟؟؟

من و تو همرازیم
من نگاهت دانم
من و تو همراهیم
مثل اشک و آهیم
گاه کوه آتش
گاه چون خورشیدیم
من و تو طوفانیم
من و تو شعله عشق ابدیم
من و تو یک عشقیم
من و تو لیلی و مجنون زمان
در بیابان هاییم
من و تو باد بهاران دلیم
سالها در وزشیم
من و تو یک رعدیم
با جنون همدردیم
من و تو همرازیم
من و تو یک کشتی
غرقه در طوفانیم
من و تو یک قلبیم
من و تو همرازیم
من و تو یک طپشیم
من و تو یک چشمه
من و تو یک امید
من و تو موعودیم
من و تو همرازیم
من و تو یک بلبل
بر سر شاخه عشق
من و تو ستاره
در کبودی افق
من و تو در یک روز
پشت بر عالم خاک
در دل یک خانه
پیش هم همرازیم
من و تو آوازیم
من و تو همرازیم

